نقد فیلم «خدمه خرابکار»؛ ترکیب برنده‌ی دیو باتیستا و جیسون موموآ

  • نویسنده: alizamani
  • دسته بندی: نقدوبررسی
  • تاریخ ارسال: بهمن 26, 1404

یک فیلم اکشن خوش‌ساخت فرمول پیچیده‌ای ندارد؛ چند صحنه هیجان‌انگیز و متقاعدکننده، شیمی مناسب بازیگران، و فیلمنامه‌ای هوشمندانه که بستر را برای سِت‌پیس‌های اکشن فراهم کند. فیلم «خدمه خرابکار» همه این‌ها را دارد، شاید به جز یک فیلمنامه هوشمندانه، اما ضعف‌هایش با تشکر از حضور موثر دو ستاره سینمای اکشن، چندان به چشم نمی‌آید. نقد فیلم «خدمه خرابکار» (The Wrecking Crew) را در این مقاله می‌خوانید.

هشدار! در نقد فیلم «خدمه خرابکار» خطر لو رفتن داستان وجود دارد.

جیسون موموآ و دیو باتیستا از آن بازیگرانی نیستند که اسمشان به‌ تنهایی تضمین‌کننده‌ی فروش نجومی یک فیلم باشد اما دوست‌داشتنی هستند. با این حال، اگر «خدمه خرابکار» ده یا پانزده سال زودتر ساخته می‌شد، احتمالا سرنوشت متفاوتی پیدا می‌کرد. این همان جنس فیلمی است که زمانی می‌توانست با تبلیغات گسترده در اکران تابستانی، به یک اثر پرفروش تبدیل شود. اما حالا، در دوران سلطه‌ی پلتفرم‌های استریم، چنین فیلم‌هایی دیگر راهی سالن‌های سینما نمی‌شوند. البته نه به این دلیل که بد هستند، چون متاسفانه زمانه تغییر کرده است.

آنخل مانوئل سوتو، فیلمساز پورتوریکویی که «پادشاهان شهر دلربا» (2020) و «بلو بیتل» (2023) را در کارنامه دارد، اینجا می‌داند کجا باید عقب بایستد. بزرگترین دارایی فیلم، حضور دو بازیگر عضلانی محبوب است و سوتو مزاحمشان نمی‌شود. او سعی نمی‌کند با تکنیک، خودنمایی کند و داستان هم به اندازه‌ای ساده نگه داشته شده که تقابل دو شخصیت اصلی را به حاشیه نراند: دو برادر ناتنی که سال‌هاست با هم قطع رابطه کرده‌اند و حالا مرگ پدر، آن‌ها را به یکدیگر نزدیک کرده است.

جیمز هیل (دیو باتیستا) نقش برادر مسئولیت‌پذیر قصه را بازی می‌کند؛ او یک تکاور دریایی در هاوایی است، خانواده دارد، و ترجیح می‌دهد جهان را ساده و قابل‌کنترل ببیند. برای او، مرگ پدر یک حادثه‌ی تلخ اما قابل‌هضم است؛ اتفاقی که می‌شود آن را در چارچوب منطق نظامی و زندگی منظمش جا داد و جلو رفت. باتیستا که حسابی وزن کم کرده، اینجا نسبتا کم‌حرف است و متکی به بدنی که بیشتر از کلمات حرف می‌زند.

 

در نقطه مقابل او، جانی هیل (جیسون موموآ) قرار دارد؛ ضدقهرمانی که گویی همیشه در آستانه‌ی انفجار است. پلیسی دائم‌الخمر، بی‌مسئولیت و تبعیدشده به اوکلاهاما، که زندگی‌اش زنجیره‌ای از اشتباهات حل‌نشده است. جانی از پدرش متنفر است اما از آنجایی که هرگز نتوانست انتقام قتل مادرش را بگیرد، حالا در قبال پدر -که کارآگاه خصوصی بود- احساس وظیفه می‌کند. او مرگ پدر را مشکوک می‌داند و فیلم خیلی زود حق را به او می‌دهد. بنابراین جانی به هاوایی بازمی‌گردد. دیدار دوباره‌ی دو برادر همان‌قدر پرتنش است که انتظارش را داریم: آن‌ها جروبحث می‌کنند و حتی زورآزمایی فیزیکی. اما احتمالا می‌توانید حدس بزنید که رابطه آن‌ها قرار نیست اینگونه باقی بماند.

«خدمه خرابکار» در چارچوب کلاسیک «بادی مووی‌های» (Buddy film) دهه‌ 80 و 90 میلادی حرکت می‌کند. همان الگوی امتحان‌پس‌داده؛ دو آدم از دو دنیای متفاوت که مجبور می‌شوند برای یک هدف مشترک کنار هم بایستند. تفاوت اینجاست که این‌بار، شباهت فیزیکی آن‌ها خودش تبدیل به شوخی شده. فیلمنامه با آگاهی کامل از این وضعیت، چند بار به آن چشمک می‌زند (از جمله آن شوخی بامزه که یکی از شخصیت‌ها می‌گوید انگار «دواین جانسون با خودش رابطه داشته و این دوتا به دنیا اومدن»). البته جیمز و جانی از جنبه شخصیتی کاملا متفاوت هستند که چیزی جز این هم انتظار نمی‌رفت.

فیلمنامه‌ی «خدمه خرابکار» حرف خاصی برای گفتن ندارد و البته نیازی هم ندارد که چیز اضافه‌ای بگوید. معمای اصلی، چیزی شبیه نسخه‌ای نصفه‌نیمه از «محله‌ی چینی‌ها» (1974) است؛ مردانی فاسد به دنبال پول و قدرت، زمین و نفوذ، و آدم‌های شیک‌پوشی که پشت لبخندهایشان معامله‌های کثیف پنهان شده. اینجا یک فرماندار مشکوک داریم، یک غول املاک و مستغلات که همه‌چیز را می‌خرد و تعدادی خلافکار خرده‌پا که همیشه آماده‌ی اجرای دستورات‌ هستند. همه‌چیز آشنا و قابل ‌پیش‌بینی است و فیلم هم تلاش نمی‌کند که این عناصر آشنا را پنهان کند. قبلا هم گفته‌ام که کلیشه اگر درست استفاده شود، به‌هیچ‌وجه چیز بدی نیست، و اینجا تا حد زیادی درست استفاده شده است.

 

خوشبختانه «خدمه خرابکار» می‌داند که قصه چندان هوشمندانه‌ای برای روایت ندارد، بنابراین بی‌دلیل قصه‌اش را کش نمی‌دهد و نمی‌خواهد با معماها یا با پیچش‌های روایی، تماشاگر را شوکه کند. داستان بهانه‌ای است برای اینکه لحظات اکشن از راه برسند و این سکانس‌‎ها راضی‌کننده‌اند. فیلم همچنین وام‌دار سینمای اکشن آسیای شرقی است و ردپای آثار جان وو و پارک چان-ووک در آن به چشم می‌خورد، حتی یک سکانس اختصاصی برای ادای دین به «اولدبوی» (2003) داریم.

در میان ستاره‌های عضلانی این روزهای سینما (دواین جانسون، جان سینا، آلن ریچسون، وین دیزل و…)، باتیستا و موموآ به دلیل توانایی‌شان در ایجاد تعادل بین نقش‌های جدی‌ و سبک‌، متمایز هستند. آن‌ها می‌دانند چه زمانی جدی باشند و چه زمانی خودشان را دست بیندازند. آن‌ها اینجا به بهترین شکل کنار هم قرار گرفته‌اند. شیمی‌شان طبیعی است و فیلم لازم نیست زور بزند تا ما باورشان کنیم.

«خدمه خرابکار» یک ادای احترام به بومی‌های هاوایی هم هست. فیلم تلاش می‌کند (هرچند سطحی و جزئی) رگه‌هایی از فرهنگ بومی را وارد بافت روایت کند و حتی از مشکلات مردم این منطقه حرف بزند. تلاش‌های آنخل مانوئل سوتو شاید به یک تحلیل اجتماعی عمیق و تاثیرگذار تبدیل نشود اما حداقل کمک می‌کند تا لوکیشن و محیط در فیلم معنادار باشد.

نکات مثبت

  • شیمی خوب جیسون موموآ و دیو باتیستا
  • سکانس‌های اکشن قابل قبول
  • توجه به لوکیشن و خرده‌پیرنگ بومی‌های هاوایی
نکات منفی
  • معمای قصه هر چه جلوتر می‌رود، بی‌منطق‌تر می‌شود
  • لحظات دراماتیک فیلم چندان تاثیرگذار نیستند
  • جلوه‌های ویژه رایانه‌ای ضعیف در بعضی لحظات (به ویژه سکانس تعقیب و گریز در بزرگراه)

«خدمه خرابکار» یک اکشن استاندارد است؛ ادا درنمی‌آورد، ژست نمی‌گیرد و نمی‌خواهد بیشتر از آنچه که هست به نظر برسد. فیلم خودش را گاهی جدی می‌گیرد، اما افراط نمی‌کند. می‌داند مخاطبش برای چه آمده و دقیقا همان را تحویل می‌دهد. سکانس‌های اکشن طراحی قابل قبولی دارند (هرچند جلوه‌های ویژه رایانه‌ای گاهی توی ذوق می‌زند) و فیلم در لحظات دراماتیک هم آزاردهنده نیست.

شناسنامه فیلم «خدمه خرابکار» (The Wrecking Crew)

کارگردان: آنجل مانوئل سوتو
نویسنده: جاناتان تروپر
بازیگران: جیسون موموآ، دیو باتیستا، کلیس بنگ، تمورا موریسون
محصول: 2026، ایالات متحده
امتیاز سایت IMDb به فیلم: 6.5 از 10
امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز: 74٪
خلاصه داستان: ماجراها پیرامون دو برادر ناتنی با شخصیت‌های متضاد اتفاق می‌افتد، جانی (جیسون موموآ) و جیمز (دیو باتیستا) که پس از قتل مشکوک پدرشان در هاوایی، علی‌رغم اختلافات دیرینه مجبور به همکاری با یکدیگر می‌شوند. آن‌ها در مسیر کشف حقیقت با حملات یاکوزا روبهرو شده و متوجه توطئه‌ای گسترده مربوط به فساد مالی و ساخت‌وسازهای غیرقانونی در زمین‌های بومی می‌شوند و با دنبال کردن سرنخ‌ها، به یک سرمایه‌دار قدرتمند می‌رسند که حاضر است برای رسیدن به اهدافش، هر کسی را به قتل برساند.

نقد فیلم «خدمه خرابکار» دیدگاه شخصی نویسنده است و لزوما موضع دیجی‌کالا مگ نیست.

منبع: دیجی‌کالا مگ

برچسب ها:

برای استفاده از مطالب اطلس دیجیتال، داشتن «هدف غیرتجاری» و ذکر «منبع» کافیست. تمام حقوق اين وب‌سايت نیز برای (فروشگاه آنلاین اطلس دیجیتال) است.1405-1390
دیجی‌نسیم بزرگ‌ترین فروشگاه اینترنتی کشور، اینک در آستانه‌ی دهمین سال فعالیت، با گستره‌ای از کالاهای متنوع برای تمام اقشار جامعه و هر رده‌ی سنی، برای کاربران خود «تجربه‌ی لذت‌بخش یک خرید اینترنتی» را تداعی می‌کند. «ارسال سریع»، «ضمانت بهترین قیمت» و «تضمین اصل بودن کالا» سه اصل اولیه است که دیجی‌کالا از نخستین روز تاسیس سعی کرده به آن پایبند باشد و با رعایت این سه اصل، هرسال، حوزه‌های تازه‌ای را در فروش کالا و خدمات، به دایره‌ی فعالیت خود افزوده است. گستره‌ای به وسعت کالای دیجیتال (موبایل، تبلت و کتابخوان‌ها، لپ‌تاپ، کامپیوتر و لوازم جانبی، دوربین، صوتی و تصویری، ماشین‌های اداری و لوازم جانبی کالای دیجیتال)، لوازم خانگی (لوازم برقی، آشپزخانه، سرو و پذیرایی، دکوراتیو، خواب و حمام، شست‌وشو و نظافت و ابزار)، زیبایی و سلامت (عطر، لوازم آرایشی، لوازم بهداشتی، لوازم شخصی برقی، ساعت، زیورآلات، ابزار سلامت)، فرهنگ و هنر (کتاب و مجلات، لوازم‌تحریر، صنایع دستی، آلات موسیقی، موسیقی، فیلم، نرم افزار و بازی و محتوای آموزشی) و ورزش و سرگرمی (لوازم ورزشی، اسباب بازی، تجهیزات سفر و کفش ورزشی)؛ از برندهای متنوع، متعدد و سرشناس جهانی همچون اپل، سونی، سامسونگ، ال‌جی، اچ‌پی، کانن، بوش، نایک، آدیداس، نیوا و ... دیجی‌کالا، یک دهه پس از آغاز فعالیت، با داشتن مراکز توزیع در استان تهران، امکان تحویل کالا را به‌صورت رایگان (در مورد خریدهای بیش از صدهزارتومان) در همان روز ثبت سفارش فراهم کرده است.

خوش آمدید میهمان

ورود به سایت