نقد فیلم «غارتگر: سرزمین کشنده»؛ غارتگر دیزنی‌شده ارزش دیدن دارد؟ قطعا بله!


مجموعه فیلم‌های «غارتگر» (Predator) با همه فراز‌ها و فرودهایش، بیش از چهل سال است که جای خود را در دل فیلم‌باز‌ها و طرفداران ژانر علمی‌-تخیلی محکم کرده است. شروع این مجموعه با فیلم غارتگر سال ۱۹۸۷ صورت گرفت. فیلمی با نقش‌آفرینی آرنولد به‌عنوان قهرمان فیلم اکشن آن سال‌ها که داستانی درباره‌ی یک موجود فضایی را تعریف می‌کرد که از نژادی بیگانه است که به سیاره‌های دیگر می‌رود تا درنده‌ترین ساکنان آن را شکار و جایگاه خود را در بالای هرم شکارچیان تثبیت کند؛ چه شکاری درنده‌تر از انسان که خود را بالای هرم غذایی زمین جای داده است.

فیلم نخست در جنگل می‌گذشت و نقدی بود بر ماجراجویی‌های آمریکا در ویتنام و آسیای شرقی× و فیلم دوم هم در شهر لس‌آنجلس که جنگل آسفالتی است از بی‌قانونی و فساد و آلودگی و در آن غارتگر می‌خواهد برتری خود را درمیان برج‌های شیشه‌ای این شهر هم به رخ انسان بکشد. در پایان هر دو فیلم انسان پیروز می‌شود و نشان می‌دهد که مرد جنگی واقعی کیست.

این مجموعه فیلم‌ها در استودیوی فاکس قرن بیستم (الان با نام قرن بیستم) ساخته شدند؛ درست مثل مجموعه فیلم‌های «بیگانه» (Alien) و مدیران استودیو در آن زمان دلیلی ندیدند که این دو مجموعه فضایی را در هم بریزند بلکه پول بیشتری به جیب بزنند. در برخورد بیگانه و غارتگر (Aliens vs Predator)، هر دو باختند و بیشتر از مدیران، مخاطبان و طرفداران این دو مجموعه سینمایی ضرر کردند چرا که در نتیجه‌ی ضعیف‌شان، هر دو مجموعه سال‌ها بایگانی شدند.

دن تراکتنبرگ؛ منجی غارتگر؟

تا اینکه بالاخره در سال ۲۰۲۲ فیلم «شکار» (Prey) به کارگردانی «دن ترکتنبرگ» (Dan Trachtenberg) ساخته شد و غارتگر از خواب برخواست و به شکار رفت.

دن ترکتنبرگ از آن فیلمباز‌ها و گیمرهاست که کار خود را با پادکست سینمایی شروع کرد و فن‌فیلم بازی پرافتخار «پورتال» را ساخت که میلیون‌ها بار دیده شد؛‌ طوری که باید از این آدم انتظار فیلم ژانر درست و حسابی داشته باشیم.

فیلم «شکار» در قرن ۱۸ می‌گذرد و داستان دختری سرخپوست بومی آمریکایی را روایت می‌کند که در میان غارتگر تشنه‌ به خون و استعمارگران بدجنس سفیدپوست باید جانش را نجات دهد. شکار فیلم نسبتا خوبی بود، ولی مطمئنا جایی بین دو فیلم قبلی سری غارتگر نداشت، تا اینکه به سال ۲۰۲۵ می‌رسیم؛ سالی که دن ترکتنبرگ و غارتگر بالاخره جای خود را در بالای هرم تثبیت کردند. دن ترکتنبرگ اینبار نه با یک فیلم بلکه با دو فیلم غارتگر آمده است. اولی انیمیشنی به نام «غارتگر: قاتل قاتلان» (Predator: Killer of Killers) و دومی فیلم سینمایی به نام «غارتگر: سرزمین کشنده» (Predator: Badlands)، که موضوع بحث ما هم همین فیلم است.

سرزمین‌های کشنده: فیلمی زیبا یا تقلیدی فاحش؟

فیلم جدید غارتگر در استودیوی قرن بیستمی ساخته شده، که توسط دیزنی خریداری شده است و از نظر روایت و زیبایی‌شناسی، نمی‌توانیم تاثیر دیزنی را روی آن نادیده بگیریم. فیلم غارتگر: سرزمین کشنده چه در تصویر و چه در داستان‌سرایی بسیار یادآور سریال‌های استار وارز جدید دیزنی مثل «مندلورین» و «سفرهای بوبا فت» است که توسط «جان فاورو» نازنین که در سریال دوستان و فیلم‌های مرد آهنی او را دیده‌اید ساخته شده‌اند.

 

و غارتگر: سرزمین کشنده همینطور بسیار وام‌دار بازی دث استرندینگ جناب هیدئو کوجیماست؛ از نماهای باز و منظره‌ها گرفته تا تکنولوژی‌ها و عناصر علمی-تخیلی، همه انگار از دل دنیایی که هیدئو کوجیما ساخته بیرون آمده‌اند. حالا می‌توان گفت کوجیما حداقل در ظاهر توانسته است تئوری سازنده برای سازنده‌‌اش (Creator for Creator) را عملیاتی کند. می‌گویم در ظاهر چرا که دث استرندینگ یک اثر اصیل است، ولی فیلم غارتگر: سرزمین کشنده در ظاهر کار چیزهایی از را این بازی گرفته و ارجاعاتی به آن داده است، ولی خود اثری اصیل نیست و از نظر بصری ملغمه‌ای از دث استرندینگ و مندلورین است.

از ظاهر کار که بگذریم، داستان و روایت هم بسیار ساختاری شبیه به بازی‌های ویدیویی دارد. داستان درباره یک غارتگر جوان به نام «دک» است که در این فیلم برای اولین بار متوجه می‌شویم به نژاد و سیاره آن‌ها «یاوچا» (Yautja) می‌گویند. دک جثه کوچک‌تری نسبت به هم‌نوعان و اعضای قبیله‌اش دارد برای همین مورد غضب پدرش واقع شده و باید به قول آن‌ها «هرس» شود. برای همین برادرش او را به سیاره گنا می‌فرستد تا با شکار کالیسک، سلطان شکارچی آنجا برای خود نامی بهم بزند. دک وقتی به سیاره می‌رسد می‌بیند که همه چی در پی شکار او است از درختان و حشرات گرفته تا هرچه در آن سیاره هست. حتی علف‌های سیاره هم مثل نیزه هستند و در میانه راه به یک ربات نصفه نیمه از کمپانی «ویلند-یوتانی» (شرکت معروف فیلم‌های بیگانه که با حضور در این فیلم باز جهان دو مجموعه را درهم تنید) به نام تیا با بازی «ال فانینگ» برمی‌خورد و با او همراه می‌شود.

 

جریان فیلم درست مانند یک بازی ویدیویی طی می‌شود و برای کسانی که اهل بازی هستند، خیلی آشنا به نظر می‌رسد؛ به‌شکلی که انگار تمام مدت در حال تماشای میان‌پرده‌های درون یک بازی هستیم. این اتفاق به جای ضعف، به نقطه‌ی قوت فیلم تبدیل شده و از نظر بصری و روایی فیلم را در بین بهترین علمی-تخیلی‌های دهه و حتی بهترین غارتگر بعد از غارتگر ۲ قرار می‌دهد.

غارتگر پسا دیزنی

نکته‌ی منفی که فیلم دارد درباره خود شخصیت غارتگر است که بسیار دچار دیزنی‌شدگی است. غارتگر همیشگی و مخوف جای خود را به جوانکی داده است که اگر ربات زن فیلم نبود ممکن بود خیلی جاها به مشکل بربخورد و از پس خودش برنمی‌آید. این تاثیر استودیویی دیزنی گریبان خیلی از مجموعه‌های این کمپانی حتی بازنگری‌های فیلم‌های قدیمی آن‌ها را گرفته است، تا با عوض کردن جای پروتاگونیست و آنتاگونیست روایت به‌روز و مثلا بدون قضاوتی از شخصیت‌ها بدهد، ولی در اکثر مواقع در این هدف خود موفق نمی‌شود. البته غارتگر: سرزمین کشنده جزو موارد نادر این جریان است که می‌توان آن را کم بیش دیزنی‌شدگی موفقی در نظر گرفت.

 

 

در نهایت می‌توان گفت که بالاخره پس از دهه‌ها با یک فیلم غارتگر نسبتا خوب مواجه هستیم که می‌توانیم از تماشای آن که یک ال فانینگ بسیار جذاب هم دارد لذت ببریم.

نکات مثبت
  • روایت ویدیوگیمی
  • طراحی صحنه و لباس
  • شخصیت‌های دوست‌داشتنی
نکات منفی
  • بدعت در شخصیت غارتگر
  • فیلمنامه کلیشه‌ای در این ژانر با وجود ادعای نوگرایی
  • شخصیت‌های دوست‌داشتنی!

شناسنامه فیلم «غارتگر: سرزمین کشنده» (Predator: Badlands)

کارگردان: دن تراختنبرگ
بازیگران: ال فانینگ، دیمیتریوس شوستر
محصول: ۲۰۲۵، آمریکا
امتیاز سایت IMDb به فیلم: ۷.۳ از ۱۰
امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز: ۸۶ درصد
خلاصه داستان: یک شکارچی بیگانه که از قبیله‌اش بیرون رانده شده و کسی که تصورش را نمی‌کند با این بیگانه همراه شود، هر دو سفری بلند و بالا با یکدیگر را آغاز می‌کنند که از اتفاقات زیادی پرده برمی‌دارد و آن‌ها را درگیر ماجراجویی‌هایی فراتر از زندگیشان می‌کند…

برچسب ها:

برای استفاده از مطالب اطلس دیجیتال، داشتن «هدف غیرتجاری» و ذکر «منبع» کافیست. تمام حقوق اين وب‌سايت نیز برای (فروشگاه آنلاین اطلس دیجیتال) است.1405-1390
دیجی‌نسیم بزرگ‌ترین فروشگاه اینترنتی کشور، اینک در آستانه‌ی دهمین سال فعالیت، با گستره‌ای از کالاهای متنوع برای تمام اقشار جامعه و هر رده‌ی سنی، برای کاربران خود «تجربه‌ی لذت‌بخش یک خرید اینترنتی» را تداعی می‌کند. «ارسال سریع»، «ضمانت بهترین قیمت» و «تضمین اصل بودن کالا» سه اصل اولیه است که دیجی‌کالا از نخستین روز تاسیس سعی کرده به آن پایبند باشد و با رعایت این سه اصل، هرسال، حوزه‌های تازه‌ای را در فروش کالا و خدمات، به دایره‌ی فعالیت خود افزوده است. گستره‌ای به وسعت کالای دیجیتال (موبایل، تبلت و کتابخوان‌ها، لپ‌تاپ، کامپیوتر و لوازم جانبی، دوربین، صوتی و تصویری، ماشین‌های اداری و لوازم جانبی کالای دیجیتال)، لوازم خانگی (لوازم برقی، آشپزخانه، سرو و پذیرایی، دکوراتیو، خواب و حمام، شست‌وشو و نظافت و ابزار)، زیبایی و سلامت (عطر، لوازم آرایشی، لوازم بهداشتی، لوازم شخصی برقی، ساعت، زیورآلات، ابزار سلامت)، فرهنگ و هنر (کتاب و مجلات، لوازم‌تحریر، صنایع دستی، آلات موسیقی، موسیقی، فیلم، نرم افزار و بازی و محتوای آموزشی) و ورزش و سرگرمی (لوازم ورزشی، اسباب بازی، تجهیزات سفر و کفش ورزشی)؛ از برندهای متنوع، متعدد و سرشناس جهانی همچون اپل، سونی، سامسونگ، ال‌جی، اچ‌پی، کانن، بوش، نایک، آدیداس، نیوا و ... دیجی‌کالا، یک دهه پس از آغاز فعالیت، با داشتن مراکز توزیع در استان تهران، امکان تحویل کالا را به‌صورت رایگان (در مورد خریدهای بیش از صدهزارتومان) در همان روز ثبت سفارش فراهم کرده است.

خوش آمدید میهمان

ورود به سایت